سالها می گذرد حادثه ها می آید...

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرسی نیست که درهجر رخش داد کشم

 

دادوبیداد که در محفل ما، رندی نیست

که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم

 

شادیم داد،غمم داد وجفا داد و وفا

با صفا منت آنرا که به من داد،کشم

 

عاشقم عاشق روی تو ،نه چیز دگری

در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من

 

جور مجنون ببرم ،تیشه فرهاد کشم

مردم از زندگی بی تو که با من هستی

 

طرفه سری است که باید بر استاد کشم

بار هجران و وصالت به دل شاد کشم

 

سالها می گذرد ،حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

/ 0 نظر / 5 بازدید